
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ملایریها»؛ صد شب است که مردم مبعوث شده ایران اسلامی و پس از آغاز جنگ تحمیلی سوم دشمن صهیونی امریکایی و به شهادت قائد شهید امت پا به عرصهای بینظیر گذاشتهاند.
در این شبها مردمان ایران اسلامی، در شرایط گوناگون از زیر بمباران دشمن گرفته تا بارش برف و سرمای سخت در دل خیابانها، یکصدا و یکدل، حماسهسازی میکنند.
حماسهای که نه در بیانیهها و نطقهای رسمی، که در قامت استوار مردمی رقم خورده است؛ مردمی که نشان دادند صاحبان اصلی این سرزمین چه کسانی هستند.
مردم ایران اسلامی در این شبها در هر شرایطی، در موجهای مختلف خیابان حضور داشتند و برای رهبر شهید و شهدای ایران گریستند، حماسه خواندند، شهدا را تشییع کردند و رژه حماسی و اقتدار، مراسم وصال جانفدایان ، مراسم های ملی و مذهبی را برگزار کردند، در شبهای قدر قرآن به سر گرفتند و در عید غدیر با هم پیمان وحدت بستند، سال نو را آغاز کردند، از نیروهای نظامی کشور تقدیر کردند و نشان دادند که ایرانیان این روزها در کفه سنگین ترازوی ایستادگی و مقاومت تاریخ قرار دارند و این حضور همچنان ادامه دارد.
مردم ایران ثابت کردهاند که در لبیک به ندای رهبر سوم انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند و در هر شرایطی در خیابانها حاضرند.
حضور گسترده، ماندگار و بیادعای مردم در این شبهای طولانی، بزرگترین رویداد اجتماعی و سیاسی دهههای اخیر ایران اسلامی است؛ رویدادی که از آن میتوان هزاران گزارش، تحلیل و روایت انسانی ساخت و بی شک نمونه آن در تاریخ وجود ندارد.
اما در این میان، جای سؤال و تعجب از گروهی است که خود را «خبرنگار» میخوانند و داعیهدار این شغل شریف هستند و خود را پل ارتباطی بین مردم و مطالبهگر می دانند اما این حضورو حماسهها را ندیدهاند.
پرسش اینجاست؛ چگونه میتوان ادعای خبرنگاری کرد، اما این شبها را ندید؟ چگونه میتوان مدعی روشنگری بود، اما حتی یک خبر مستند از دل این حضور عظیم مردمی در قالب یک گزارش منتشر نکرد؟
این مدعیان آیا فریاد مطالبات مردم در خیابانها را نمیبینند؛ مردمی که پلاکارد به دست، خونخواهی رهبر شهید را مطالبه میکنند؟ مگر حضور هر انسان دارای دغدغه، «خبر» نیست؟ مگر «خبر» فقط به اظهارات و دستورهای شوراها، مدیران و مسئولان خلاصه میشود؟
خبرنگار واقعی، آن کسی نیست که تنها به «میرزابنویسی» از جلسات مسئولان بسنده کند و پل ارتباطی را به جاده یکطرفهای تبدیل نماید که اخبار فقط از بالابهپایین جریان یابد. خبرنگار، حلقه اتصال و ترجمان خواستهای جمعی است؛ آیینهای در برابر واقعیتها. وظیفه خبرنگار، جز بازتاب این مطالبات بهحق مردمی و پیگیری شبانهروزی آنها چیست؟
شبهای «اقتدار و خونخواهی» که یکی از اصلیترین و تاریخیترین رویدادهای سالهای اخیر ایران است، بهروشنی نشان داد مردمی که از روی وظیفه، لبیک به ندای رهبر و ضرورت پا به خیابان میگذارند حرفها و خواستههای ناگفته بسیاری دارند، اما کجای خروجی برخی رسانهها، جایگاهی برای شنیدن این حرفها وجود دارد؟ چه شد که «خبر» حضور پرشور مردم در خیابان به «غیرخبر» بدل گشت؟
جای تأسف عمیق است که عدهای، با چشمانی بسته بر مهمترین رویداد اجتماعی یک جامعه، همچنان خود را در قامت «خبرنگار» تعریف میکنند.
نتیجه روشن این رفتار غیرحرفهای اما این است، کسی که این شبها را ندیده، این فریادها را نشنیده و این مطالبات را بازتاب نداده، نهتنها خبرنگار نیست، بلکه حق هیچ سخنی از «رسالت خبرنگاری» نیز ندارد.
نویسنده؛ محمد، گل محمدی